آرشیو بر اساس دسته بندی ِ ‘ دوستان ’ :

به راستى که دوستى را زبان اظهار کند، ولى محبت را چشمان

{ پست شده در ۰۵ تیر ۱۳۸۹ توسط عابر پیاده }

یه باغبونی بهم می‏گفت زمانی باغبون خوبی می‏شی که هرس کردنت خوب باشه! اگه هرس بلد نباشی مجبور می‏شی بعد یه مدت بری سراغ ریشه! اگه هرس بلد نباشی باید فاتحه باغت رو بخونی! ولی اگه خوب هرس کنی بموقع هرس کنی به اندازه هرس کنی! اون موفعست که باغت همیشه سرسبز و خرم و موندگار می‏مونه!
می‏گفت آفت کم کم میاد آروم آروم زیاد می‏شه و اگه جلوشو نگیری یهو به یه جایی میرسه که نمیدونی چی شد! نابود می‏کنه نرم نرم و آسه آسه! می‏گفت واسه اینکه بتونی جلوی آفت رو بگیری باید خیلی خوب بشناسیش! هم تو اونو بشناسی هم اون تو رو! اما خب خیلی کار سختیه چون اساسا جنس ما متفاوته! می‏گفت اگه بخوای جلوی آفتو بگیری دیگه نباید به خودت فکر کنی!

یه روز یه باغبونی ….  یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میون
…. باغچه مهربونی
می‏گفت سفر که رفتم
…. یه روز و روزگاری
این بوته‏ی یاس من
…. می‏مونه یادگاری
هر روز غروب، عطر یاس
…. تو کوچه‏ها می‏پیچید
میون کوچه باغا
…. عطر خدا می‏پیچید
اونایی که نداشتن
…. از خوبی‏ها نشونه
دیدن که خوبیه یاس
…. باعث زشتیاشونه
عابرای بی احساس
…. پا گذاشتن روی یاس
ساقه هاشو شکستند
…. آدمای ناسپاس
یاس جوون مرگمون
…. تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه
…. اما سر اومد بهار
یه باغبون دیگه
…. شبونه یاس و برداشت
پنهون زنامحرمان
…. تو باغ دیگه ای کاشت
هزار ساله کوچه‏ها
…. پر می‏شه از عطر یاس
اما مکان اون گل
…. مونده هنوز ناشناس!

عیدتون مبارک! :rose:
یا علی!

—————————————————–
پ.ن: عنوان این پست برگرفته از “غررالحکم ، باب حب و دوستی

چقدر دل آسمون امروز بارون میخواست!

{ پست شده در ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ توسط عابر پیاده }

حدود یک ماهی هست که خودخواهی بعضی آدما باعث شده که دیگه نتونی به کاری که علاقه بش داشتی و عاشقونه دنبالش میکردی ادامه بدی. چرک طوری کف دستشو گرفته بود که به چشماش زده بود. هیچیو نمیدید. حتی سه سال… . لعنت بر این چرک.

بدترین حس دنیاست که آدم حس کنه از عشق و علاقه ش سوء استفاده میشه اونم به خاطر… . یک سالی بود که خودتو گول میزدی! نه؟ :unsure:

به قول همدم این روزا (ادامه…)

خیلی دلم واسش تنگ شده حج آقا!

{ پست شده در ۲۴ بهمن ۱۳۸۸ توسط عابر پیاده }

اول اینکه تسلیت میگم به همه دوستان عزیز رحلت پیام بر مهر و عطوفت رو! پیام بری که آمدنش، بودنش و رفتنش سرشار از محبت و دوستی بود!

بعدشم تسلیت میگم شهادت آقا علی بن موسی الرضا رو! اسطوره فراست و دانایی!

امیدوارم خدا بهمون توفیق شناخت و پیروی این بندگان خاصشو عطا کنه!

بهانه ای شد که یادی بکنم از اولین سفر و آخرین سفر زیارتیم به مشهد مقدس! اولیش مربوط میشه به ۲۰ یعنی بیــــــــــــــــست سال پیش یعنی سال ۶۸ فکـــــــــــــــــــــر کن! منم سال ۶۸ بودم حتی مشهدم رفته بودم اون موقه ها سه سال و اندی بیشتر نداشتم B-)

خیلی خاطره ای از اون موقه ها که ندارم ولی (ادامه…)

پدافند غیرعامل من در هفته دفاع تقریبا مقدس!

{ پست شده در ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ توسط عابر پیاده }

سلامIMG_4029

بالاخره این پســــــــت آماده شد! چقدر طول کشید!

دوستـــای عاشقم عید همگیتون مبـــــــــــــــــــــــــــــــارک! :) تبریک واسه یک ماه عشقبازیتون!

یک ماه پرشکوه و با عظمت و پر برکت به معنای واقعی کلمه سپری شد و صد حیف و دوصد حیف که تموم شد و دوباره باید یک سال دیگه بمونیم منتظرش! عجـــــــــــــــب…!

الان چند روز از فارغ التحصیلی یا بهتر بگم فارغ التعطیلی بنده داره میگذره!

قرار بود در مورد تجربه به زعم خودم تلخ مربوط به پروژه پایانی خودم صحبت کنم اما این چند روزه اینقدر خوب و شیرین سپری شده که فعلا نمی خام به تلخیاش بپردازم! باشه واسه بعد.

اما بریم سروقت هفته دفاع! عجب هفته ای شد این هفته! (ادامه…)