مسابقات آکروژیم
۱۵ تیر امسال یک روز جالب و ببیاد موندنی شد واسهم

به لطف خدا تونستیم مقام دومی کشور رو در رشته آکروژیم (Acrogym) در قسمت ۴ نفره بالانس بدست بیاریم و در مجموع به عنوان نماینده اصفهان به مقام سوم کشور برسیم.
امسال سومین دوره مسابقات قهرمانی کشور آکروژیم نیمه تیرماه به میزبانی تهران برگزار شد! از یک ماه قبل از مسابقات شروع به تمرین کرده بودیم! چیزی در حدود ۷ سال بود که در زمینه آکروبات فعالیت داشتیم ولی اولین باری بود که به مسابقات این رشته اعزام می شدیم. واسه خود من تجربه جدیدی بود چون حدود ۱۲ سال بود که از آخرین مسابقهی رسمی ورزشی که تو سطح کشوری داده بودم میگذشت و مدتها بود دنبال یه همچین فرصتی میگشتم. بعد از تغییر و تحولات اخیر هیئت ژیمناستیک اصفهان تیم منتخب واسه این مسابقات نسبت به قبل چهره جدیدی داشت. من و جواد کاظمی و مهیار مصفی به عنوان سه نفر از گروه آکروبات آذین به همراه مصطفی صدیقی رییس هیئت ژیمناستیک شهرستان انتخاب شدیم واسه تیم ۴ نفره و محمد و حسن جباری هم واسه تیم ۲ نفره. تمرینات رو از اواسط خرداد شروع کردیم یعنی چیزی حدود یکماه قبل از مسابقات که واقعا زمان کمیه. من که تقریبا ۳ ماهی بود از ورزش و سالن ورزشی به دور بودم شروع تمرین یکم واسم مشکل بود. اما همین دور بودن انگیزه مو واسه تمرین چند برابر میکرد. روزای اول تمرین خیلی وحشتناک بود. پیرامیدها اصلا در نمیومدند و از نظر زمانی هم خیلی مشکل داشتیم ولی روز به روز تمریناتمون بهتر شد. رفاقت و صمیمیت بین بچه ها هم خداییش خیلی خوب بود که لازمه موفقیت یه تیمه!
تمرینات خوبی رو توی حدود یکماه سپری کردیم و تقریبا هفتهای ۵ جلسه از ساعت ۱:۳۰ تا ۳:۳۰ تمرین میکردیم. تقریبا واسه مسابقه آماده شده بودیم و زمان مسابقه هم صبح روز سه شنبه ۱۵ تیر اعلام شده بود. من یه ۲ روز زودتر بهمراه دوستان عازم تهران شدم و تو این دو روز به رتخ و فتخ امور کشوری و لشکری گذروندیم. شب قبل از مسابقه رفتیم خوابگاه فدراسیون ژیمناستیک البته با اصفانی بازی (اول یه خوابگاه بهمون دادند داغــــــــون جالب اینجا بود بقیه هم گرفته بودند خوابیده بودند توش :O مام گفتیم عمرا اینجا نمیخوابیم بردندمون کمپ تیم ملی :دی ) اونجا از لحاظ امکانات بد نبود ولی بیشتر به کارونسرا شبیه بود اصلا صاحاب نداشت. ملیپوشامون که تا صبح نذاشتند ما بخوابیم و یه ریز حرف میزدند ( نمیدونم چی شد اونشب اصلا خوابم نبرد اهل استرس مسترس و این حرفام نیستم ولی …).
صبح زود واسه مسابقه بیدار شدیم، دوش آب سرد (فکر کن کمپ تیم ملی ژیمناستیک آب گرم نداشت اول صبح مملکته داریم :دی ) بعدشم رفتیم تو سالن و آماده شدن تیمها و حدود ۹ هم بود که با قرآن و سرود ملی و رژه تیمها مسابقه دور اول که حرکات ترکیبی بود شروع شد. قرعه خوبی بهمون نخورده بود و تو قسمت ۴ نفره دومین تیمی بودیم که باید روی پیست میرفتیم. اجرامون بد نبود ولی نمرهای که گرفتیم راضی کننده نبود. بهمون دادند ۱۸/۶ از ۲۰ قضیه جایی بدتر میشود که بقیه تیمها مثل اردبیل یا تهران میرفتند و از لحاظ فنی برنامه سبکتری نسبت به ما اجرا میکردند و نمره بالاتری میگرفتند خیلی شاکی شده بودیم از داوری اما تقصیر خودمون بود توی برنامه ما بشدت ضعف داوری احساس میشد ( هرچی قبل از مسابقات به بچه ها گفتم بیاین یه داور پیدا کنیم ببینه برنامه مونو مگه به خرجشون رفت ) خلاصه یکی یکی تیمها رفتیند و نهایتا شدیم تیم ۵م توی قسمت ترکیبی! خیلی حالمون گرفته شده بود چون روی برنامه ترکیبیمون خیلی حساب باز کرده بودیم
بعد از یه وقفه مسابقات بالانسه یا تعادلی که به مراتب سختتر از برنامه ترکیبی بود شروع شد. بازهم تیم دوم بودیم که روی پیست رفتیم با اینکه خیلی روحیه نداشتیم ولی برنامه خیلی خوبی رفتیم امتیاز ۱۹/۹ رو بهمون دادند که تقریبا تا آخرای مسابقه اول بودیم که تیم تهران امتیاز بیشتری نسبت به ما گرفت و با ۲۱/۶ اول شد. از این قسمت به بعد دیگه خیلی چسبید همه بچه ها به شدت روحیه گرفته بودند انتظار مقام داشتیم ولی فکر دوم شدن رو هم نمیکردیم سالهای پیش بهترین مقامی که اصفهان آورده بود هفتمی بود خوشحالیمون زمانی تکمیل شد که نتایج مجموع دو نفره و چهار نفره رو اعلام کردند و تیم اصفهان مقام سوم رو به دست آورد. رتبه نسبتا خوبی بود ولی حالا که فکرشو میکنم میبینم پتانسیل اول شدن در مجموع رو هم داشتیم ضعفمون یکی عدم آگاهی داوری و دومیش کمی تمرین تیم دو نفره مون بود البته اونا هم زحمت خودشونو کشیدند و دستشون درد نکنه
انشاله که سالهای آینده با تمرینای بهتر و بیشتر بتونیم کار بهتری ارائه کنیم.
———————————————-
پی نوشت ۱ : از دوستانی هم که لطف کردند و تا سالن تشریف آوردند خیلی خیلی ممنون و سپاسگزارم
انشاله واسه مسابقاتشون جبران کنیم :دی
پی نوشت ۲ : جای محمد رضایی عضو دیگه گروه آکروباتمون خیلی خالی بود. کوچولوی محمد تو راه و چند روز دیگه به دنیا میآد از صمیم قلب بت تبریک میگم ممد جون
- » به راستى كه دوستى را زبان اظهار كند، ولى محبت را چشمان
- » جناب عشق بلند است همتی حافظ .... که عاشقان ره بی همتان به خود ندهند
- » چقدر دل آسمون امروز بارون میخواست!
- » خیلی دلم واسش تنگ شده حج آقا!
- » شتر نامه بر!







علی چلمقانی
تبرییییییییییییک
از همین تریبون از کلیه افراد منقول و غیر منقول دعوت به شام به عمل آمد.
با تشکر روابط عمومی عبور موقت
مررررررررررررسی
دست حسین خان درد نکنه که شام و تقبل کردند :دی
کی و کجا برسیم خدمتتون حسین جون؟
تبریکات صمیمانه ما راهم پذیرا باشید
سلام
ممنون محمد جان
لطف میکنی سر میزنی
خب میبینم که خبرای خوووب میدینو
به به شامم که دادینو
شما اصفهانی
منم زود باور
اصلا این شامو…. قبول، باور کردیم
جدی یه سری آدم پاشدن اومدن واسه دبدن برنامتون؟؟؟!!!!
واقعا؟!!!
والا مام انتظار نداریم باور کنین اصلا باور کردنی نیــــــــــــــست :دی
) بودند، نه؟
:دی
خیلی بیکار (بخونید با معرفت
حالا بی احترامی نشه بهشون
کارشون درست تر از این حرفاست که این چیزا رو بی احترامی تلقی کنن
چکار کنیم دیگه! خدا از دار دنیا دوستای با معرفتشو داده به ما
من هم به نوبه خودم تبریک می گم هر چند حضوری هم تبریک گفتم
پ.ن: دارم روی وبلاگم کار می کنم ، همین روزا آدرسش رو بهت می دم
من هم به نوبه خودم ازت تشکر می کنم هر چند حضوری هم تشکر کردم :دی
پ.ن: منتظر آدرسش هستیم
سلام

تبریکات ویژه
یکم بیشتر از اون چیزی که فکرشو می کنی خوشحال شدم
کاشکی اون پسره که میزاشتینش تو ساک هم با خودتون می بردین. اونجوری اولترین می شدین :دی
سلام
سپاس ویژه
کم کم خودمون باید بریم تو ساک :دی
به به…
گوینده (لیدر) : به افتخارشون (بر و بچه ها)؛ تشویق بـــــــلــــــند
جواب جمعیت : بـــــــلــــــند