فصل سکوت…

{ پست شده در تیر ۰۱ ۱۳۸۹ توسط عابر پیاده }
موضوعات : روزانه ها
قدم اول! سکوت،
رهگذرای کنار خیابونن که دارن حرف می‏زنند.
قدم دوم! سکوت،
اره برقی نجار پاساژ زیر پل می‏شکنتش
قدم سوم! سکوت،
صغری، کبرای فروشنده‏ست واسه آب کردن جنسش
قدم چهارم! سکوت،
یک، دو، سه، … ، صدوچهارده، صدوپونزده
قدم پنجم! سکوت،
صدای گلوی خشک پل شاهی!
قدم ششم! سکوت،
باد می‏نوازد، باران می‏خواند!

قدم هفتم !؟

سکوتم از رضایت نیست،
دلم اهل شکایت نیست!
هزار شاکی خودش داره
خودش گیر گرفتاره!
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
ازین بدتر نشه رسوایی ما
که تنهاتر نشه تنهایی ما!
کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی‏ورزه
بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزها نمی‏ارزه!
که کار ما گذشته از شکایت
هنوزم پایبندیم در رفاقت
می ریزه تو خودش دل غصه هاشو
آخه هیچکی نمی خواد قصه هاشو!



۴ دیدگاه برای ”فصل سکوت…“

  1. Opera 10Windows XP

    ;-)
    :bye:

  2. Firefox 3.6.3Windows 7

    سلام بر خدمتگزاران مملکت اسلامی
    حال و احوال چطوره؟
    چه خبر؟

  3. MSIE 6.0Windows XP

    و سكوت نشانه ي ندانستن يا چيزي براي ارائه نداشتن نيست بلكه گاهي گفتن تاثيري ندارد ولي به هر حال بايد گفت

  4. Firefox 3.6.4Windows 7

    پرسیدم این غورباقه یا شایدم قورباغه واسه چی می‏خونه؟ کسیم هست که صداشو بشنوه!؟
    جواب داد مهم اینه که اون حرفشو می‏زنه!
    ولی به نظر من مهم اینه که حرفشو به کی و چرا میزنه!

دیدگاه تان را ارسال کنید

(To type in English, press Ctrl+g)
:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-)