زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت…

{ پست شده در بهمن ۲۲ ۱۳۸۸ توسط عابر پیاده }
موضوعات : روزانه ها

خیلی جالبه که شرح حالت رو از زبون دیگران بشنوی…

————————————————————————————————————————————-

پ.ن: نقاشی رو مهشید نوه ی عموم ۲ ماه پیش واسم کشید. مخصوص خودم… یعنی حال و روز اون موقع به بعدمو کشید. نمیدونم چطور این روزا رو خونده بود…



۲ دیدگاه برای ”زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت…“

  1. Firefox 3.6Windows 7

    اوووف پسر این نقاشی آخر فلسفه است! ;)

  2. Opera 10Windows XP

    جالبه؛ اما به واقع توی نقاشی به آب و هوای اصفهان خودمون هم اشاره میکنه!!! هوای بارانی در کنار نور آفتاب…

دیدگاه تان را ارسال کنید

(To type in English, press Ctrl+g)
:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-)